تبليغاتX
مریم حضرتی
مریم حضرتی
خبرنگاری که عاشق شغلش هست و زندگیش مثل یک فیلم سینمایی
مریم حضرتی

زندگي لطف اجباري ،اما شيرين خداوند است


خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

نوشته هاي پيشين
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندي موضوعي






خدمتي كه به خود ميكنيم در درونمان ميميرد

 ولي آنچه براي ديگران انجام ميدهيم فنا ناپذيراست  



+
در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه

هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد  



+

الكساندر فلمينگ کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت. يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند. فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد... روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی". کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم". در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.چه چيزي نجاتش داد؟  پنسيلين !



+
ارزش هر چیزی را می توان با مقدار وقتی که

 حاضرید صرف آن کنید اندازه گیری کرد



+

يک شمع ميتواند هزاران شمع را روشن کند،

 بدون آنکه چيزی از دست بدهد بمانند شادی

که هيچگاه با تقسيم کردن کم نميشود



+
بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی

+
 باید در سوگ آفتاب گریست 

فردا مصادف است با رحلت عزیزدل محمد (ص) که با کوچش پرستوی خوشبختی زینب و حسین را با خود به هجرت برد.این روز را همراه با شما پرستوهای عاشق به سوگ خواهیم نشست .

حضرت فاطمه (س) بزرگ بانویی است که بدلیل شخصیت والا و مقام بلند و کم نظیری که در وادی عرفان و عبادت به دست آورد و همچنین عفاف و تقوایی که از خود نشان داد، همواره افتخار جهان بشریت بوده و سرور زنان بهشت است.

حضرت فاطمه زهرا سرور زنان عالم و دخت گرامی پیامبر اسلام بنا به نقل مشهور دانشمندان شیعه ، در بیستم جمادی الثانی سال پنجم هجرت و به نقل بیشتر تاریخ نگاران و محدثان اهل سنت پنج سال پیش از بعثت رسول گرامی اسلام پای به عرصه وجود گذاشت و فاطمه نام گرفت .زهرا، بتول ، طاهره، ام ابیها، ام الائمه، عذرا، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، صدیقه و مریم کبری سایر القاب و اسامی آن حضرت است که بخوبی کمالات روحی ، اخلاقی و معنوی ایشان را بیان می کند .



+
كسي كه به خاطر شما دروغ ميگويد به شما نيز دروغ خواهد گفت

+
 

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".



+
ما اغلب از فرداها قرض می کنیم،

تا وام خویش را به دیروزها بپردازیم



+
مشعل

مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:« این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟»

فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت را آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد!»



+
 

تنها چیزی که موفقیتهای ما را محدود میسازد،

 تفکری ست که به ما میگوید

نمیتوانی موفق شوی



+

هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشاريد



+
آنکسی که از رنج زندگی بترسد،

 از ترس در رنج خواهد بود



+
ترس گرچه خالق نيست اما ميتواند از هيچ ؛ چيزي بيافريند

+

خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد



+
نيک بخت ترين مردم کسي است که کردار

 به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي



+

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بباري



+

صبر کن عشق زمین گیر شود .......بعد بیا

 

عاطفه در غل و زنجیر شود.... ......بعد بیا

 

صبر کن ...صبر کن !

 

 

صبر کن شاعر، این قافیه درد آلود ......

 

پا به پای غزلش پیر شود .............

 

بعد بیا....



+

دوست دارم کسی بیاید برایم کتاب بخواند کسی که صدایش آرام ...باشدونرم... کسی که وقتی بغض میکندصدایش بلرزد.. کسی که ...نیست..



+
فرهنگ معيري هم رفت

پيكر چهره‌پرداز پيشكسوت سينماي ايران، مرحوم فرهنگ معيري صبح امروز از مقابل «خانه سينما» به سوي روستاي واريان تشييع شد.



+

Design : Ku10k !


" loop="-1" >