تبليغاتX
مریم حضرتی
مریم حضرتی
خبرنگاری که عاشق شغلش هست و زندگیش مثل یک فیلم سینمایی
مریم حضرتی

زندگي لطف اجباري ،اما شيرين خداوند است


خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

نوشته هاي پيشين
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندي موضوعي





 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

    

 برآمد باد صبح و بوی نوروز              به  کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

 

هر جای دنیا که هستید ٬ نوروزتان پیروز.  سال خوبی داشته باشید.

 



+
چهارشنبه سوری روزی‌ست که ایرانیان، با پریدن از روی آتش، درد و رنج خود را به آن‌چه افزون بر اشویی‌اش، پاک‌کننده است؛ می‌سپارند و به‌جای آن سرخی (شادابی و تن‌درستی) را از اخگرهای سرکش و سوزنده‌ی آتش می‌گیرند. امیدوارم داستان سیاوش و سودابه را خوانده باشید. سیاوش پس از این‌که به سودابه پاسخ "نه" می‌دهد؛ با کینه‌ی باورنکردنی وی روبه‌رو می‌گردد. سودابه که آتش شیفتگی سیاوش چشمان‌اش را کور و خردش را کاسته، به کیکاووس گلایه می‌کند و لاف می‌زند که سیاوش آهنگ ناپاک‌کردن دامن او را داشته؛ از این روی، با وی گلاویز شده و انگیزه‌ی ازمیان‌رفتن فرزند به‌دنیا نیامده‌ی وی شده است.
به دنبال این لاف سودابه، شاه‌زاده‌ی جوان بر آن می‌شود که برای استواری بی‌گناهی و پدافند از پاک‌دامنی خویش، به آیین آن روزگاران از میان کوهی از آتش بگذرد. بنابراین جامه‌ای سپید می‌پوشد و بر اسب سیاه‌رنگ خود می‌نشیند و بی‌ هیچ بیم و هراسی به میان خرمنی از آتش می‌تازد. او از میان توده‌ی آتش می‌گذرد و در میان فریاد شادی مردم از کام آتش می‌رهد و بی‌گناهی و پاک‌دامنی خود را به استواری می‌رساند.
لیک چون زمینه‌سازی‌های سودابه، پایانی ندارد و هم‌چنان دنباله‌دار است؛ ماندن در ایران‌زمین را بیش از این روا نمی‌داند و ناگزیر به سرزمین توران می‌رود. با این امید و آماج که پیامبر سازش و دوستی میان ایرانیان و تورانیان باشد و به جنگ و دشمنی دیرینه‌ای که از زمان کشتن ایرج به‌دست تور میان ایران و توران روایی داشته، پایان بخشد. سیاوش در سرزمین توران، با فرنگیس دختر افراسیاب زناشویی می‌نماید و در شهری به‌نام سیاوش‌گرد که خود بنا نهاده است، سرگرم زندگی می‌شود. بار و فرآورده‌ی این پیوند، کیخسرو پادشاه بزرگ خاندان کیانیان است که پس از رسیدن به تخت پادشاهی، با کشتن افراسیاب و کین‌خواهی خون پدر که در پی زمینه‌سازی‌های گرسیوز، برادر افراسیاب، کشته شده بود؛ به جنگ‌های پی‌درپی و چندساله‌ی ایران و توران پایان می‌دهد.
بر پایه‌ی گواه‌هایی که در گنجینه‌ی تاریخ و سینه‌ی مردمان برجای مانده است، سیاوش در روز چهارشنبه‌ی پایان سال، کشته شده است. روزی که ما از آن با نام چهارشنبه‌سوری یاد می‌کنیم و هرساله آن را گرامی‌ می‌داریم.
ایرانیان برای زنده‌نگاه‌داشتن یاد سیاوش، در روز چهارشنبه‌ی پایان سال آتش برمی‌افروختند و به شیوه‌ی سیاوش از میان اخگرهای سرکش آن می‌گذشتند. آیینی که تا امروز در فرهنگ ما بر جای مانده .




+
بچه ها امروز اخرین روزی است که من وبلاگم را آپدیت

 می کنم اگر فرصتی پیش آمد دوباره به وبلاگم سر

می زنم و برایتان مطلب خواهم گذاشت .



+
سلام دوستان ! یکی از بچه ها برایم نوشته بود که یا تو در عشق شکست خوردی یا آن طرف گذاشته و رفته ، البته ایشان شاید حق دارد به جهت اینکه مطالبم با آهنگی که روی وبلاگ هست مطابقت داشت " اما برای روشن تر شدن ذهن این خواننده عزیز می گم که این مطالب را گاهی دوستانم می فرستادند که دروبلاگم استفاده کنم و من هم سعی می کردم استفاده کنم اما اگر شاهد باشید من اکثرا مصاحبه هایم را می گذارم که حداقل وبلاگم با من یکی باشد.

 



+
اگه تمام طول شب را برای نبودن خورشید گریه کنیم

 ستاره ها را هم از دست خواهیم داد.

شکسپیر.



+
در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش

 چرا كه هنگام سقوط با همان مردم

رو به رو خواهي شد



+
شايد کسي را که با او خنديده اي فراموش کني ,

اما هرگز کسي را که با او گريسته اي از ياد نخواهي برد.

جبران خليل جبران



+

آنکه هوس سوختن ما می کرد
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد



+

Design : Ku10k !


" loop="-1" >