بدين دليل که تو سزاوار ارامشي
+ نوشته در ساعت14:35 به قلم : مریم حضرتی
یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
+ نوشته در ساعت14:33 به قلم : مریم حضرتی
ولي به دوستي هاي بزرگ عظمت ميده /
مثل باد که يک کبريت را خاموش مي کنه/
ولي شعله ي اتش را بيشتر مي کنه
+ نوشته در ساعت13:50 به قلم : مریم حضرتی
جمعُ ضرب، حساب كتاب، حاليش نبود
تو يه چش به هم زدن گُر مي گرفت
عشق بي رنجُ عذاب حاليش نبود
دنبال سراب چشمات مي دويد
نرسيدن به سراب حاليش نبود
حرفاي خودش رُ رُكُ راس ميزد
حرف زدن پشت نقاب حاليش نبود
توي خواب زندگي مي كرد هميشه
الكي بودن خواب حاليش نبود
من مي ترسوندمش از آخر كار
اما ترسُ اضطراب حاليش نبود
حالا هي بهش مي گم ديدي نموند؟
ديدي اون شعراي ناب حاليش نبود؟
اما دل تو سينه مرده ساكته
اون از اولم جواب حاليش نبود

+ نوشته در ساعت8:39 به قلم : مریم حضرتی
دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد
+ نوشته در ساعت13:23 به قلم : مریم حضرتی
درباره آدمها از سوالاتی که میپرسند قضاوت کن
نه از جوابهایی که میدهند. ولتر
+ نوشته در ساعت13:20 به قلم : مریم حضرتی
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم!
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تنگ غروب
و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما...
آه این بغض گران صبر چه می داند چیست....
+ نوشته در ساعت13:18 به قلم : مریم حضرتی
بگشاييد كمی پنجره را
بگذاريد که اندیشه هوایی بخورد
... نگشايی گل من
خويش را حبس در آن خواهی كرد
همدم جهل در آن خواهی شد
همدم دانش و دانایی محدودهی خویش
و در این ویرانی همچنان تنگنظر میمانی!
+ نوشته در ساعت13:13 به قلم : مریم حضرتی
چهل روز از شور و حماسه حسینی در سرزمین كربلا میگذرد.

اربعین حسینی تسلیت باد
+ نوشته در ساعت10:29 به قلم : مریم حضرتی
هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد.
باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند.
ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست و امروز هديه است،
اما اين هديه براي خيلي ها بي ارزش است![]()
+ نوشته در ساعت10:17 به قلم : مریم حضرتی



