تبليغاتX
مریم حضرتی
مریم حضرتی
خبرنگاری که عاشق شغلش هست و زندگیش مثل یک فیلم سینمایی
مریم حضرتی

زندگي لطف اجباري ،اما شيرين خداوند است


خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

نوشته هاي پيشين
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندي موضوعي





ضمن تبریک و تهنیت عید غدیر خم، روز امامت و استمرار همیشگی نبوت خاتم پیامبران (ص)، و روز ولایت به شیعیان جهان، عموم مسلمانان به همه دوستان عزیزم شادباش و تهنیت می گویم .



+
میلاد امام هادی (ع) رو به تمامی شیعیان و هموطنان عزیز تبریک عرض می کنم




+
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست تنهایی را دوست دارم زیرا .... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد


+
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد...

 در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد...

 آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد  



+

 اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند



+
طبق محاسبات «دیونیوس اگزیگوس» تقویم نویس عهد باستان امروز ۲۵ دسامبر زادروز حضرت عیسی(ع) است که در ناصره فلسطین چشم به جهان گشود. نخستین کریسمس (جشن میلاد مسیح) در سال ۳۳۷ میلادی برگزار شد که از سال۳۵۲ میلادی (۱۵ سال بعد) به صورت یک مراسم رسمی و هر ساله در آمده است و مهمترین عید مذهبی مسیحیان است. طبق برخی محاسبات مسیح سه سال پیش از مبدائی که قرارداده شده است به دنیا آمده بود.روز میلاد عیسی مسیح برهمه دوستان مبارک بخصوص ارامنه عزیز که خیلی دوستشون دارم .
راستی فردا هم تولد منه !
 


+

زندگي واسه ما آدما مثل دفتر ??? برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي

 



+

آنگاه كه نمادي از اميد در فنجان قهوه ات نمي بيني و آنگاه كه در طالع اين ماهت نيز خبري از معجزه نيست... بدان كه خداوند همه چيز را به دست خودت سپرده تا بهترين ها را به ارمغان آوري!!!



+

انسان بودن يعني اين که وقتي با کسي مشتاقانه کوهي رو بالا رفتي اما رو قله حس کردي که ازش بي نياز شدي يادت نره که اون پايين چقدر بهش نياز داشتي.



+
یک مطلب دیگری از دوست عزیزی براتون می گذارم تا شما هم ازلذت خواندن آن بی بهره نمانید.

خدايا , به من توفيق :
تلاش در شكست
صبر در نوميدي
رفتن بي همراه
كـار بي پاداش
فداكاري در سكوت
دين بـي دنيا
مذهب بي عـوام
عظـمت بــي نام
خدمت بي نان
ايمان بي ريا
خوبي بي نمود
عشق بي هوس
تنهايي در انبوه جمعيت
دوست داشتن بي آنكه دوست بداند



+

بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند

 بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند

بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند

بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند

بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند

بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند

 آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند



+

چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
 



+

بازي روزگار را نميفهمم! من تو را دوست مي دارم، تو ديگري را، ديگري مرا... و ما همه تنهاييم
 



+
خشمگین شدن آسان است،همه می توانند اما خشمگین شدن نسبت به شخص درست، به اندازۀ درست،در زمان درست، به منظوردرست،و به شیوۀ درست آسان نیست و همه کس نمی تواند

+

هميشه گورستاني در قلبت براي خاکسپاري خطاهاي دوستانت بساز



+
"شکوفه ی اندوه"

شادم که در خیال تو می سوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم

پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره ی دیگر نیست

شبها چو در کناره ی نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش آید
فریادهای حسرت من گویی
از موجهای خسته به گوش آید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج آشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه ی خود بنگر
تا روح بیقرار مرا بینی

من با لبان سرد نسیم صبح
سر میکنم ترانه برای تو
من آن ستاره ام که درخشانم
هر شب در آسمان سرای تو

غم نیست گر کشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحراها
من آن کبوترم که به تنهایی
پر می کشم به پهنه ی دریاها

شادم که همچو شاخه ی خشکی باز
در شعله های قهر تو می سوزم
گویی هنوز آن تن تب دارم
کز آفتاب شهر تو می سوزد

در دل چگونه یاد تو می میرد
یاد تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیزیست
کو را هزار جلوه ی رنگین است

بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که آفریده ی شیطانند

اما من آن شکوفه ی اندوهم
کز شاخه های یاد تو می رویم
شبها ترا بگوشه ی تنهایی
در یاد آشنای تو می جویم
 
فروغ فرحزاد
 



+

در نگاه آنان که پرواز رانمی فهمند هر چه بیشتر اوج

بگیری کوچکتر خواهی شد



+
بچه ها می خوام یک مطلبی که یک دوست عزیزتر از جان برایم ارسال کرده اند  را برایتان دراین صفحه می گذارم که شما هم از این مطلب به مانند من لذت ببرید.

آسمان شب زيباست و ستاره ها زيبايي اش را دو چندان مي کنند

وقتي به تاريکي نگاه مي کنم به بزرگي آن پي مي برم

وقتي به آن نگاه مي کنم در سياهي اش که زلال زلال است گم ميشوم

اگر مي خواهي به خدا نزديک شوي به آسمان شب نگاه کن

وقتي دلتنگي باز به آسمان نگاه کن

کسي از آن بالا تو را مي نگرد کسي که تو را بيشتر از همه دوست دارد

وقتي به آسمان نگاه مي کني زمين برايت کوچک و بي معناست

حس مي کنی آنقدر بزرگ شده اي که مي تواني ستاره ها را بچيني

آسمان شب پاک است و غرق شدن در آن تو را هم به پاکي مي رساند

وقتي نگاهش ميکني به تو لبخند مي زند

  آسمان راز دار خوبي است براي آنان که دوستش دارند و حسش مي کنند
 
تو را و خود را به خدا می سپارم و  تو خوب می دانی که او مهربان ترین است و از همه کسانی که به دروغ ادعای
 
دوستی و دلتنگی می کنند به تو نزدیکتر و صادقتر و برای دیدن تو دلتنگتر است . فضای اینترنت پر از دروغ است و من و تو
 
از
 
 دروغ متنفریم



+
شعري كه دكتر شريعتي در مورخه ۵/۱۲/۳۵ سروده است :


با لاله كه گفت ...

از ديده بجاي اشك خون مي آيد دل خون شد و از ديده برون مي آيد

دل خون شدا اين غصه كه ازقصه عشق ميديدكه آهنگ فسون مي آيد

مي رفت و دو چشم انتظارم بر راه كان عمر كه رفت باز چون مي آيد

با لاله كه گفت حال مارا كه چنين دلسوخته و غرقه به خون مي آيد

كوتاه كن اين قصه جانسوز اي شمع كز صحبت تو بوي جنون مي آي
 



+

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش

فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن...

خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند



+
 

 
لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست:«اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه.حرف بزن.دلم واسه صدات تنگ شده.دو ساله نشنیدمش!»
قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.مرد گفت:«میدونی سحر!؟می خواستم جبران کنم!اما دیگه دیره...میگن قلبم دیگه نمی خواد کار کنه، بی معرفت رفیق نیمه راه شده»
لبهای زن از فرط بغض لرزید.آرام سر بلند کرد.اشک پهنه صورتش را پر کرده بود.

-حمید!به خاطر من زنده بمون!می خوام همه چی رو از نو بسازم.بهم یه فرصت دیگه بده.»و آرام خواند:«ما گرچه در کنار هم نشسته ایم...بار دگر به چشم هم چشم بسته ایم...دوریم هر دو دور...»

پرستار سرم را از دست مرد خارج کرد:«متأسفم!تموم کرد...»
 



+

Design : Ku10k !


" loop="-1" >