تبليغاتX
مریم حضرتی
مریم حضرتی
خبرنگاری که عاشق شغلش هست و زندگیش مثل یک فیلم سینمایی
مریم حضرتی

زندگي لطف اجباري ،اما شيرين خداوند است


خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

نوشته هاي پيشين
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندي موضوعي





حضرت علي(ع) فرمود: هزار حكمت آموختم كه از آن چهار صدحكمت انتخاب كردم واز چهارصد هشت كلمه برگزيدم دو كلمه را هيچ وقت فراموش مكن خدا را و مرگ را. دوجمله را فراموش كن به كسي خوبي كردي كسي به تو بدي كرد چهار چيز را در چهار جا نگه داري كن درنمازايستادي دل نگه دار در مجلسي ايستادي زبان رانگهدار درسفر حاضرشدي شكم نگهدار در خانه اي واردشدي چشم نگه دار



+

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي .. بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه



+
 

یاد اون روزها بخیرِ، یاد بچگیهامون بخیر، ما چقدر باهم بازی می کردیم ، تو منو دنبال می کردی و من از دست تو تا اون ور آسمونها پرواز می کردم ، حالا که یاد اون روزها می افتم بازدوست دارم تکراربشه.

دوست دارم لحظه به لحظه سلوار درشکه ثانیه ها بشم و با سرعت برق وار به سوی گذشته پرتاب بشم .یادته اون روز توچقدر گریه کردی و من فقط بهت خندیدم ..... یادش بخیر، صبح ها زودتر از عقربه های ساعت بیدار میشدیم ، چه ساعتها که با هم حرف می زدیم ، حرفهای قشنگی که توعالم بچگی ما رو بزرگ کرد.

کاش اون روزها دوباره تکرا می شدند .

تو ازدست من می نالیدی و من از دست روزگار . من حتی اون وقتها نمی دونستم که روزگار را با چه «ز» می نویسند ولی با اون همه ذوق دوستش داشتم .

اما یک دفعه خوشی هامون پرکشید ! تو مردی و من موندم . من ماندم و بزرگ شدم بدون یک خنده وشادی ..................  اما ای کاش .......................



+

سلام به تمامی خوبانم !

ازامروز می خوام مطالبی را برایتان بگذارم که شنیدنش خالی از لطف نیست .

دوست دارم درموردش نظردهید......................



+
به مناسبت هشتصدمین سال مولوی

هفت نصيحت از مولانا :

 ۱- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 2- با شفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

 ۳- اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

 ۴- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

 ۵- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

۶- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) 7

- اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

 



+

من با دیدن این عروسک یاد کودکیهایم افتادم!

شما با دیدن چه چیزی خاطرات کودکیهایتان درذهنتان تداعی می شود؟



+

گاهی وقتها ما انسانها نیاز به تنهایی و سکوت داریم

کاش می شد مثل این آدم آنقدر همت داشتیم که در یک قله یا یک کوه بلند به آن تنهایی می رسیدیم  . یا اینکه آنقدر بالا بالا ها بودیم که به ابرها می رسیدیم ؛ یا آنقدر اوج می گرفتیم که روی ابرها بودیم   



+

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید



+

احساس می کنم زندگی رنگ دیگری پیدا کرده !

یک مقدار به اطرافتان توجه کنید می بینید .



+

Design : Ku10k !


" loop="-1" >