این با شکوهترین اتفاق بود . و به حق شب قدر شبی بهتر از هزار ماه و هزار سال و به حق فرشتگان گرامی ،
و به حق روح که نیکو آفریده شد و به حق شهید این شب پروردگارا ما را در زمره زندگان این شب قرار ده .
+ نوشته در ساعت9:21 به قلم : مریم حضرتی
فاطمه دستی برون از خاک کن
همسرت افتاده در محراب خون
بادودستت از رخش خون پاک کن
سالروز شهادت یگانه حامی یتیمان بر همه دوستدارانش تسلیت باد .

+ نوشته در ساعت9:10 به قلم : مریم حضرتی
من آواره کوچه هاي دلواپسيم
اسير زندان تنهايي
اينجا زندگي بي حضور تو مرگ را تجربه مي کند
و باران بي صدا خواندن را
و غروب محکوم به تنها ماندن است
اينجا دزدان فراموشي خاطرات عشق را به تاراج مي برند
و سربازان شب آفتاب را به زمستان تبعيد کرده اند
ومن ميان هياهوي سکوت عشق را مي خوانم
وانعکاس فريادم نام تو را زمزمه مي کند
تا ثانيه ها بدانند حتي اگر مرا به يرم از تو خواندن به سکوت زنجير کنند
عاشقانه تر خواهم خواند
+ نوشته در ساعت14:58 به قلم : مریم حضرتی
صداي آب مي آيد? مگر در نهر تنهايي چه مي شويند؟ لباس لحظه ها پاک است.* *سهراب سپهري
+ نوشته در ساعت8:28 به قلم : مریم حضرتی
میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ایمان دارند(آنتوان چخوف
+ نوشته در ساعت8:23 به قلم : مریم حضرتی




