تبليغاتX
مریم حضرتی
مریم حضرتی
خبرنگاری که عاشق شغلش هست و زندگیش مثل یک فیلم سینمایی
مریم حضرتی

زندگي لطف اجباري ،اما شيرين خداوند است


خانه | آرشيو | ايميل
امکانات

نوشته هاي پيشين
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندي موضوعي





گاهی نقد نوشتن هم بد نیست حالا می خواهد این نقد منفی باشد یا مثبت ، به نظرمن این هنرمندان هم چه آدمهایی هستند . ما شنیده بودیم که هر کسی که از خانواده اش قهر می کند سریع خواننده می شود حالا درمورد بازیگران این صدق می کند البته مسئله قهر کردن نیست ، درمورد بازیگران به هوش آنها برمی گردد اینکه هر کسی بنا به خواسته و سلیقه اش بدون اینکه درس کارگردانی بخواند برای خودش علاوه بربازیگری کارگردانی هم می کند بازیگران زیادی داشتیم که کارگردان هم شدند اما ماندگار نشدند و سعی دارند که ماندگار شوند اما بازهم فقط در بازی موفق هستند مثل جواد رضویان ، مهران غفوریان ، مجید صالحی ، مهران مدیری ، شهره لرستانی ، مهشید افشار زاده ، مجید مظفری و ایرج قادری ، کامبیز کاشفی و ... این چند وقت اخیر باز زمزمه هایی در مورد کارگردان شدن بعضی از بازیگران به گوش می رسد مثل مهناز افشار و ماهایا پطروسیان و..... البته ناگفته نماند که این بازیگران هم دستی در نوشتن دارند و گاهی هم خودشان فیلمنامه ها را می نویسند ، باز هم البته از این بازیگران هستند چند نفری  که کار کارگردانی شان بهتر از بازیگری شان است اما.....

خب بگذریم این دنیای بازیگری سرتاسر هنر است هنر نوشتن هنر کارگردانی هنر بازیگری هنر.......



+
روز گذشته درمورد گلزار مطلبی نوشتم و ایشان هم مطلبی نوشته بودند که هردو را برای شما گذاشتم تا شما هم بدانید هم افکار مرا  و هم راهکار ایشان را !

اما باز هم خصومتی با هیچ انسان عاقلی ندارم فقط مطالبی که می خوانم نظر می دهم و برایتان میگذارم .

امروز مطلبی با این تیتر(مرخصی اجباری برای محمدرضا گلزار) درروزنامه جام جم خواندم اول تعجب کردم اما گروه رسانه جام جم که مطلب کذب نمی نویسند . البته ناگفته نماند که آنها هم از یک منبع آگاه اطلاع کسب کرده بودند و نوشتند . این تیتر بیانگر خیلی از مسائل و کارهای گلزار است اینکه( البته طبق صحبت های این منبع آگاه ) عنوان و تاکید کرده که هیچ پروژه ای حق استفاده از این بازیگر را بدون اجازه کتبی و رسمی این اداره ندارد و این نشان می دهد که این بازیگر تا اطلاع ثانوی در هیچ پروژه ای بازی نخواهد کرد.

البته علت ممنوع التصویر شدن هم بنا برگفته های هم این دوست عزیز و هم دوستان دیگر چیزی جز پرونده شکایتی است که از او مطرح است یا اخراج وی از کشور امارات به دنبال درگیری با پلیس امارات است  ما هم نفهمیدیم علت ممنوع التصویر شدن این بازیگر بی گناه چیست !

 



+
امروز مطلب جالبی دیدم که دوست داشتم شما هم آن را بخوانید البته من با هیچ بنی بشری خصومت ندارم اما آنچه که می دانم را برزبان می آورم که به مذاق بعضی ها خوش نمی آید مثلا همین محمدرضا گلزار که به ایشان به عنوان یک هنرمند ارادت دارم و ثابت هم شده این روزها علاوه برنویسندگی راهکار هم برای هنرمندان دیگر تعیین می کند !

مثلا چه راهکاری ؟

 

خب معلوم است من عین مطلب را برایتان میگذارم که در روزنامه صبح امروز با نگارش ایشان (که هنوز مشخص نیست ایشان نوشته یا نه ) اما به امضای ایشان چاپ شده !

البته ایشان هنرمند هستند و هنرمند هم همه کار از دستش برمی آید مثل نویسندگی فیلمنامه و نگارش طرح و راهکار و بازیگری و مدافع حقوق هنرمندان دیگر هم، ازجمله هنرهای یک هنرمند محسوب می شود . منظورم درحال حاضر گلزار است که اگر هنرمند دیگری این طرح و راهکار را می داد به هیچ عنوان ناراحت نمی شدم و از آن هم دفاع می کردم اما به جای دفاع سوالم این است که با این دستمزدهایی که این هنرمندان سوپراستار می گیرند باز چرا چشمشان به دنبال سود فروش فیلم است اگر واقعا راست می گویند باید خودشان را با همه چیز وفق دهند نه اینکه فقط حرف بزنند !

محمدرضا گلزار: خدا را شكر كه سايه سنگين و بلندبالاي نام و ياد خسرو شكيبايي فقيد تا هميشه بر سر اين سينما پايدار خواهد ماند. چند خطي كه به بهانه درگذشت اين بازيگر بزرگ نوشتم و غم رفتنش را بهانه يادآوري از بازماندگان و زندگان هنر بازيگري كردم، بازتاب‌هاي مثبت زيادي داشت و همين واكنش‌ها بهانه جدي‌تري براي رسيدن به طرح‌هاي اجرايي و عملي‌شدن موضوعي است كه در آن يادداشت آرزويش را مطرح كردم. دوستان مطبوعاتي در روزنامه اعتماد بعد از انتشار آن يادداشت خبر دادند كه انگار آن حرف‌ها به گوش متوليان و مسوولان سينما هم رسيده و آن‌ها هم از اين گونه طرح‌ها و پيشنهادها استقبال مي‌كنند. پس حالا كه اهالي سينما در كنار مديران و مسوولان رده بالا قرار گرفته‌اند و درباره موضوعي هم عقيده و هم‌نظر شده‌اند، فرصت كميابي در اختيارمان قرار گرفته تا بتوانيم درباره اين موضوع مهم و اساسي به‌شكل جدي‌تري فكر كنيم و قدم برداريم. شايد ضربه سنگين از دست‌دادن بزرگ و عزيزي مثل خسرو شكيبايي ديگران را هم به اين نتيجه رسانده كه كاري كنند تا بار اين غم كمي سبك‌تر شود و بعد از اين كم‌تر منتظر بنشينيم تا خبرهاي تلخ مشابهي همه‌مان را از بي‌خبري‌ها و روزمرگي‌هايي كه دچارش هستيم بيرون بياورد.
اگر بخواهيم ديگر در چنين موقعيت ناگوار و دردناكي قرار نگيريم، بايد چاره جويي را از همين حالا شروع كنيم و دست روي دست نگذاريم. هنوز تا داغ فقدان عزيزي در وجودمان هست و خبر و حواشي آن در رسانه‌ها منعكس مي‌شود، فرصت و موقعيتي براي اجرايي‌كردن حرف‌ها و ايده‌ها وجود دارد و تجربه نشان داده كه گذشت زمان مي‌تواند فرصت‌هاي بزرگي را از ما بگيرد. بياييم اين بار زمان را از دست ندهيم و فرصت‌شناس باشيم، چون تصور مي‌كنم بازتاب‌هاي آن پيشنهاد كلي و خبرهايش خيلي مغتنم است.
واكنش‌هاي مسولان و همكاران سينمايي باعث شد تا به فكر طرح و ايده‌اي بيفتم كه مدتي بود ذهنم را مشغول كرده بود و انگار دنبال موقعيت مناسبي براي مطرح‌كردن آن مي‌گشتم. افسوس و صد افسوس كه اين امكان با مرگ يكي از بهترين‌هاي سينما پيش آمد. ایده‌ای که البته پیش از این در ذهن چند تهیه کننده خوب سینما هم جریان یافته بود. طرح كلي و اصلي اين است كه كاري كنيم كه اهالي سينما از هر رشته و حرفه و صنفي در كاري كه انجام مي‌دهند به حق و حقوق واقعي‌تر و مطلوب‌تري برسند. وقتي مردم عزيز و علاقمندان و سينمادوستان كشورمان به هر دليل به فيلمي كه ساخته شده توجه نشان مي‌دهند و با تماشاي آن فيلم و صف‌بستن جلوي گيشه‌هاي سينما آن فيلم را از بقيه توليدات سال متمايز مي‌كنند، بايد بخشي از محصول و درآمد آن فيلم خاص به همه عواملي كه در به ثمر رساندنش نقش داشته‌اند تعلق بگيرد. دستمزدهاي اوليه و مشخص عوامل هر فيلم به كنار، بايد در مورد فروش‌هاي ويژه و سودهاي حاصل از اكران فيلم‌هايي كه در رده‌هاي بالاي جدول فروش هستند، سهم ويژه‌اي به دست‌اندركاران آن تعلق بگيرد. تهيه‌كنندگان و سرمايه‌گذاران هر فيلم مي‌توانند به همه كساني كه در ساخت و توليد فيلم نقشي بر عهده داشتند، به عنوان شريك‌هايي هر چند كوچك نگاه كنند كه در صورت سودهي محصول، به درصدي محدود و مشخص از سود فيلم دست پيدا كنند. منظورم البته فقط افراد اصلی گروه تولید نیستند. امیدوارم این طرح شامل تمام افرادی که نقش‌هایی، هر چند ظاهرا کوچک در ساخت یک فیلم دارند؛ بشود. به گونه‌ای که تک تک عوامل تولید یک فیلم را در برگیرد. اين طرح كلي براي عملي‌شدن و رسيدن به نتيجه نياز به كار كارشناسي و تحليل اقتصادي درست و متناسب با زمان و شرايط توليد دارد. در شكل كلي و بدون عدد و رقم مشخص، پيشنهادم اين است كه در قراردادهايي كه با عوامل فيلم‌ها امضا مي‌شود، بند و ماده‌اي اضافه شود كه در صورتي كه فروش فيلم از يك رقم تعيين‌شده بيش‌تر شد، درصد مشخصي به اين دستمزدهاي اوليه اضافه شود و تهيه‌كننده‌ و پخش‌كننده فيلم‌ها هم خودشان را متعهد به پرداخت اين رقم‌ها بدانند و به آن به چشم قسط آخر دستمزدها نگاه نكنند! دوستان و همكاران خبره و كارشناس سينما در بخش‌هاي اقتصادي مي‌توانند اين موضوع را بررسي كنند و جزئيات اجرايي و رقم‌هاي معقول و متناسبي براي عملي‌كردن طرح به اين پيشنهاد اضافه كنند. شخصاً در مورد اين طرح آماده هر گونه همكاري و مشورت با اهالي سينما هستم و اميدوارم دوستان فعال در بخش‌هاي رسانه‌اي و مطبوعاتي هم در اين زمينه قدم جلو بگذارند و با پي‌گيري و انتشار اخبار و گزارش‌هايي در اين مورد كاري كنند كه بشود هر چه سريع‌تر به اين موضوع جامه عمل پوشاند و به قراردادهاي سينما اضافه‌اش كرد. به نظر من اما این طرح وقتی قابلیت اجرایی شدن خواهد داشت که از سوی هر نهاد و سازمانی که قابلیت و امکان قانون‌گذاری دارد، به صورت یک قانون دربیاید و برای سازندگان فیلم‌ها لازم‌الاجرا شود. بياييم تا بار ديگر داغدار همكار و هنرمند ديگري نشده‌ايم و فراموشي و روزمرگي و گرفتاري روي اين موضوع سايه نينداخته، به ياري هم به نتيجه و ثمر نزديكش كنيم. گمان نمي‌كنم كارشناسي درباره فروش سودآور هر فيلم در حال حاضر كار سختي باشد و از طرف ديگر رسيدن به رقم معقولي براي اضافه كردن به دستمزد عوامل توليد يك فيلم پرفروش هم همين‌طور. مطمئن هستم كه در اين صورت، همه با عشق و علاقه و كوششي بيش‌تر از قبل سراغ كارها مي‌روند و هر كس به سهم خودش تلاش مي‌كند تا فيلم به شكلي به نمايش عمومي برسد كه فروش آن بتواند رقمي را به دستمزد اوليه آن‌ها اضافه كند. اگر به سينمايي پويا و تماشاگرپسند فكر مي‌كنيم، بايد چنين فرصت‌هايي را از دست ندهيم و چنين موضوع‌هايي را با جديت و تلاش پي‌گيري كنيم. بي‌شك متوليان و مسوولان سينمايي هم از اجرايي شدن چنين طرحي كه نتيجه‌اش گشايشي هر چند كوچك در اوضاع اقتصادي و معيشتي دست‌اندركاران سينماي ايران خواهد بود، نگاه مثبت و موافقي دارند و به سهم خودشان براي رسيدن به نتيجه مورد نظر اقدام خواهند كرد. پس به اميد رسيدن به اين موقعيت و چشم انتظار طرح‌هايي مشابه اين مي‌مانيم تا سينماي ايران هر روز بهتر و بيش‌تر به طرف حرفه‌اي شدن و توجه به وضعيت اقتصادي نيروهاي عاشق و كم‌توقع خود حركت كند.

حرفهای زیبایی می زند حالا حق با کیست !



+
فکر می کنم که جشن جنگ من و تو و ستاره ها با استقبال زیادی روبرو شده بود که بسیاری از دوستان تقاضا دارند عکس های بیشتری البته با حجم کمتری برای لود شدن صفحه بگذارم . من هم بنا به خواسته این دوستان عزیز این کار را می کنم امیدوارم که خوشتان بیاید!

 



+
سلام دوستان !

روز گذشته برنامه ناگهان باران را دیدید که به مناسبت عید مبعث ۱۲ ساعت در شبکه تهران پخش شد اگر به یک ربع اولش دقت کرده باشید برنامه با صدای رشید پور مجری توانمند شبکه ۵ سیما شروع شد البته فقط صدا بود و اصلا تصویری نبود!

اول برنامه تا قبل از اینکه خودش بگوید که قضیه از چه قرار است از تعجب داشتم شاخ درمی آوردم آخه من ازش چند دفعه پرسیدم که اقای رشیدپور اگر برنامه ای با مبلغ خیلی بالا برای اجرا به شما پیشنهاد شود قبول می کنید حالا هر شبکه ای بود و او به من در برنامه جنگ من و تو ستاره ها گفته بود که به هیچ عنوان کار اجرا قبول نمی کنم و بازی می کنم ، اما دیروز باز صدایش به عنوان مجری اول برنامه پخش شد حالا اینکه صدایش پخش شده بود می خواست ادعا کند که روی حرفش هست یا اینکه اصلا ممنوع التصویر شده و نمی توان چهره اش را دید !

البته نمی دانیم که بر رشید پور چه گذشته و چه می گذرد که چنان دلگیر شده که حتی از نشریه رویش که سردبیری آن را برعهده داشت گذاشت و رفت و در تیتر این نشریه آمده رشیدپور از رویش رفت !

حالا این بازیگری چه چیزی است که همه عاشق آن هستند و حتی مجریان هم به سمت آن رفتند مثل جواد مولانیا ، امیر حسین مدرس ، شهاب حسینی ، فرزاد حسنی ُ، محسن افشانی و حالا هم رضا رشیدپور ! اگر واقعا پولش خوب است که چرا این همه هنرمند داریم که اگر آمار به شما بدهم واقعا دلمان برایشان می سوزد که حتی یک سرپناهی برای زندگی ندارند،  اگر بخواهم آماری از بازیگران به شما بدهم که .........خودتان قضاوت کنید !



+

Design : Ku10k !


" loop="-1" >